الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

339

تفسير مجمع البيان (فارسى)

1 - عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح 2 - حويرث بن نفيل 3 - ابن خطل 4 - مقبس بن ضبابه ، و امر فرمود كه دو زن آرايشگر را كه بدگويى و جسارت بمقام رسالت كرده و تصنيف و آوازه ميخواندند ، بقتل رسانند و فرمود آنها را بكشيد گرچه ببينيد كه به پرده‌هاى كعبه آويخته‌اند . پس على عليه السلام حويرث بن نفيل و يكى از آن دو زن كذايى را كشت و ديگرى فرار كرد ، و مقبس بن ضبابه در بازار كشته شد و ابن خطل را در مسجد الحرام در حالى كه پرده كعبه را گرفته بود يافتند ، پس سعيد ابن حريث و عمار بن ياسر بسوى او دويده و سعيد از عمّار جلو افتاد و او را كشت . و ابو سفيان جدّيت و كوشش كرد تا خود را به پيغمبر ( ص ) رسانيده و ركابش را گرفت و بوسيد و گفت پدر و مادرم بفدايت ، آيا نميشنويد سعد چه ميگويد اليوم يوم الملحمة امروز روز خون و كشتار است اليوم تسبى الحرمه امروز روز اسير كردن نواميس است . حضرت رسول ( ص ) بعلى عليه السلام فرمود ، فورا او را درياب و پرچم را از او بگير و تو اوّل كس باش كه داخل مكّه شوى و ورودت ورود ملايم باشد پس حضرت على ( ع ) از سعد پرچم را گرفت و همانطور كه فرموده بود داخل مكه شد ، و چون رسول خدا ( ص ) داخل مكّه شد بزرگان قريش داخل كعبه شده و ايشان خيال ميكردند كه شمشير از آنها برداشته نشود و پيغمبر ( ص ) آمده و درب كعبه ايستاده و گفتند لا إله الّا اللَّه وحده وحده انجز وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده ، الهى و معبودى جز خداى يگانه نيست او يكتاست او يكتاست ، وعده خود را وفا و بنده خود را